اینکوترمز چیست؟
شرایط تجارت بین الملل Incoterms
Incoterms یک کلمه مرکب است که ترکیبی از سه کلمه انگلیسی International Commercial Terms به معنای اصطلاحات تجارت بین الملل است و بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. این اصطلاحات برای تفکیک هزینه ها و مسئولیت های بین فروشنده و خریدار به کار می رود.
اینکوترمز به س questionsالات مربوط به حمل و نقل کالا از فروشنده به خریدار پاسخ می دهد. مسائل شامل حمل کالا ، ترخیص کالا ، واردات و صادرات کالا ، مسئولیت پرداخت و مسئولیت خطر جابجایی و حمل کالا در مراحل مختلف حمل و نقل است. اصطلاحات مختلف Incoterms معمولاً برای اشاره به مکانهای جغرافیایی و نه عناوین مربوط به جابجایی استفاده می شود. اینکوترمز توسط اتاق بازرگانی بین المللی ساخته شده است. اینکوترم ها با اصطلاحات مربوط به هر گروه به چهار گروه زیر تقسیم می شوند:
گروه E -: تحویل کالا در نقطه عزیمت در مبدا
(Ex Works (مکان نامگذاری شده)
تحویل در محل کار (مکان تعیین شده)
منظور از «تحویل در محل کار» این است که فروشنده کالا را در محل خود (کارگاه ، کارخانه ، انبار و غیره) به خریدار تحویل دهد و در اینجا وظیفه او تمام می شود. به طور خاص ، وی مسئولیت بارگیری کالاها روی وسیله نقلیه ارائه شده توسط خریدار یا ترخیص کالا برای صادرات را ندارد ، مگر اینکه توافق دیگری شده باشد. خریدار تمام هزینه ها و خطرات ناشی از انتقال کالا از محل کار فروشنده به مقصد مورد نظر را متحمل می شود ، بنابراین این اصطلاح بیانگر حداقل تعهد برای فروشنده است.
وقتی خریدار قادر به انجام تشریفات صادرات به طور مستقیم یا غیرمستقیم نیست ، نباید از این اصطلاح استفاده شود. در چنین مواردی باید از تحویل به شرکت مخابراتی (FCA) استفاده شود.
گروه F -: تحویل کالا به خریدار بدون پرداخت هزینه بار در مبدا
(FCA (حامل رایگان)
تحویل به شرکت مخابراتی (مکان تعیین شده)
منظور از «تحویل به شرکت حمل کننده» این است که وقتی فروشنده کالا را برای ترخیص کالا از گمرک در محل یا نقطه تعیین شده توسط خریدار تحویل کالا می دهد ، تعهد تحویل کالا تحقق می یابد. اگر نقطه دقیق توسط خریدار مشخص نشده باشد ، فروشنده می تواند نقطه ای را در مکان یا منطقه تحویل کالا به حامل انتخاب کند.
(FAS (رایگان در کنار کشتی)
تحویل کشتی (بندر بارگیری تعیین شده)
“تحویل از طریق کشتی” به این معنی است که وظایف تحویل فروشنده هنگامی که کالا در بندر تعیین شده بارگیری در اسکله یا بارج باشد ، خاتمه می یابد. این بدان معناست که از این لحظه به بعد خریدار باید تمام هزینه ها و مسئولیت های ناشی از ضرر و زیان کالا را متحمل شود.
از نظر FAS ، خریدار موظف است کالاهای صادر شده را ترخیص کند. وقتی خریدار قادر به انجام فرآیند صدور مستقیم یا غیرمستقیم نیست ، نباید از این اصطلاح استفاده شود.
(FOB (رایگان در کشتی)
تحویل در عرشه (بندر بارگیری تعیین شده)
منظور از “تحویل در عرشه” این است که وظیفه فروشنده برای تحویل کالا هنگامی که کالا از نرده کشتی در بندرگاه تعیین شده عبور کند ، پایان می یابد. این بدان معناست که از این مرحله به بعد ، خریدار باید تمام هزینه ها و مسئولیت های ناشی از ضرر و زیان کالا را متحمل شود.
اصطلاح FOB فروشنده را ملزم به ترخیص کالاهای صادراتی می کند. این اصطلاح را فقط می توان برای حمل و نقل دریایی یا آبراه داخلی استفاده کرد. استفاده از اصطلاح FCA “تحویل به حامل” مناسب تر است در مواردی که نرده کشتی کاربرد عملی ندارد ، مانند حمل و نقل کشتی به کانتینر.
گروه C -: تحویل کالا در مبدا به خریدار با پرداخت بار
(CFR (هزینه و بار)
هزینه حمل و نقل و کرایه (بندر و مقصد تعیین شده)
منظور از “هزینه و بار” این است که فروشنده باید هزینه ها و باری را که برای حمل کالا به بندر مقصد تعیین شده لازم است بپردازد ، اما مسئولیت ضرر و زیان کالا و همچنین هزینه های اضافی ناشی از حوادث پس از تحویل کالا به عهده وی است. به محض عبور کالا از نرده کشتی در بندر بارگیری ، عرشه از فروشنده به خریدار منتقل می شود.
اصطلاح CFR فروشنده را ملزم به ترخیص کالا برای صادرات می کند. این اصطلاح فقط در مواردی که نرده کشتی عملی نباشد ، مانند حمل کشتی های کانتینری یا کانتینری ، می تواند برای حمل و نقل دریایی و آبراهه ای داخلی استفاده شود. استفاده از اصطلاح CPT (حمل ونقل پرداخت شده) مناسب تر است.
(CIF (هزینه ، بیمه و حمل و نقل)
هزینه ، بیمه و بار (بندر مقصد تعیین شده)
“هزینه ، بیمه و بار” به این معنی است که فروشنده وظایفی مشابه CFR (هزینه و بار) دارد ، علاوه بر این که باید از خطرات خطرناک خریدار در هنگام از دست دادن یا خسارت کالا ، بیمه کند. فروشنده قرارداد بیمه را منعقد می کند و حق بیمه را می پردازد.
خریدار باید توجه داشته باشد که تحت اصطلاح CIF فروشنده فقط ملزم به دریافت حداقل پوشش بیمه است. اصطلاح CIF فروشنده را ملزم به ترخیص کالا برای صادرات می کند. این اصطلاح فقط برای حمل و نقل دریایی و آبراههای داخلی قابل استفاده است. استفاده از اصطلاح CIP (حمل و نقل و بیمه پرداختی) مناسب تر است در مواردی که نرده کشتی عملی نیست ، مانند حمل کالا با کشتی های رو به کانتینر.
حمل بار و بیمه تا (مقصد در مقصد)
“بار و بیمه پرداخت شده” به این معنی است که فروشنده وظایفی شبیه به اصطلاح کرایه پرداخت شده (CPT) علاوه بر خطرات خریدار از نظر ضرر و زیان در هنگام حمل و نقل دارد. این کالاها تهدید به ارائه بیمه بار نیز هستند. فروشنده قرارداد بیمه منعقد می کند و حق بیمه را می پردازد.
خریدار باید توجه داشته باشد که تحت اصطلاح CIP فروشنده فقط ملزم به دریافت حداقل پوشش بیمه است. اصطلاح CIP فروشنده را ملزم به ترخیص کالاهای صادراتی می کند ، اصطلاحی که می تواند برای هر نوع حمل و نقل از جمله حمل و نقل ترکیبی استفاده شود.
گروه D -: تحویل کالا به مقصد
(DAF (تحویل داده شده در مرز)
تحویل در مرز (محل تعیین شده)
منظور از “تحویل در مرز” این است که وظیفه فروشنده در هنگام تحویل کالا ، هنگامی که کالا را برای صادرات ترخیص و در یک نقطه یا مکان مشخص در مرز ، اما قبل از مرز گمرکی کشور همسایه تحویل می دهد ، پایان می یابد. اصطلاح “مرز” را می توان برای هر مرزی ، از جمله مرز کشور صادر کننده ، استفاده کرد. بنابراین بسیار مهم است که مرز مورد نظر همیشه دقیقاً از نظر نقطه و مکان تعریف شود.
این اصطلاح عمدتا برای توصیف نوعی راه آهن یا جاده استفاده می شود ، اما می تواند برای هر نوع حمله مورد استفاده قرار گیرد.
(DES (تحویل کشتی قبلی)
تحویل با کشتی (بندر مقصد تعیین شده)
منظور از «تحویل از طریق کشتی» این است که وظیفه تحویل فروشنده وقتی تحویل می شود که کالا را قبل از ترخیص برای ورود به بندر مقصد مشخص شده روی عرشه کشتی به خریدار تحویل دهد. فروشنده باید کلیه هزینه ها و خطرات ناشی از رساندن کالا به بندر مقصد تعیین شده را متحمل شود. این اصطلاح فقط برای حمل و نقل دریایی یا آبراه داخلی قابل استفاده است.
(DEQ (اسکله تحویل داده شده)
تحویل در اسکله (عوارض پرداخت شده) (بندر مقصد تعیین شده)
منظور از “تحویل در اسکله (عوارض پرداخت شده)” این است که وظیفه فروشنده برای تحویل کالا زمانی پایان می یابد که کالا را پس از ترخیص برای ورود به اسکله (اسکله) بندر مقصد تعیین شده ، به خریدار تحویل دهد. فروشنده باید کلیه مسئولیت ها و هزینه ها از جمله عوارض ، مالیات و سایر هزینه های حمل و نقل را برای این محموله تحمل کند.
اگر فروشنده به طور مستقیم یا غیرمستقیم قادر به دریافت مجوز ورود نباشد ، نباید از این اصطلاح استفاده شود. اگر طرفین بخواهند خریدار کالا را برای ورود ترخیص و عوارض را پرداخت کند ، باید به جای عبارت “عوارض پرداختی” از عبارت “عوارض پرداخت نشده” (DDU) استفاده شود. اگر طرفین بخواهند پرداخت برخی از هزینه های مربوط به واردات کالا (مانند مالیات بر ارزش افزوده) را از وظایف فروشنده حذف کنند ، باید هدف را با اضافه کردن این عبارات مشخص کنند. “تحویل در اسکله مالیات بر ارزش افزوده پرداخت نشده” (4. در بندر تعیین شده مقصد). این اصطلاح فقط می تواند به دریا یا آبراه داخلی گفته شود.
(DDU (تحویل وظیفه بدون پرداخت)
تحویل به مقصد بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (مقصد تعیین شده)
منظور از «تحویل عوارض پرداخت نشده» این است که وظیفه فروشنده برای تحویل کالا هنگامی تحویل می گیرد که کالا را در یک مکان مشخص در کشور به خریدار تحویل دهد. فروشنده باید کلیه مسئولیت ها و هزینه های متحمل شده برای آوردن کالا به محل مذکور (به استثنای عوارض ، مالیات و سایر هزینه های رسمی قابل پرداخت پس از ورود) و همچنین هزینه ها و مسئولیت های انجام تشریفات گمرکی کالا را متحمل شود. خریدار باید هرگونه هزینه اضافی را بپردازد و مسئولیت عدم ترخیص به موقع کالا را به عهده خود بگیرد.
اگر طرفین از فروشنده بخواهند تشریفات گمرکی را انجام دهد و کلیه هزینه ها و مسئولیت های ناشی از آن را متحمل شود ، باید این هدف را با افزودن عبارات مشخص کنند.
اگر طرفین بخواهند وظایف فروشنده را در مورد برخی هزینه های قابل پرداخت هنگام ورود کالا ، مانند مالیات بر ارزش افزوده (مالیات بر ارزش افزوده) درج کنند ، باید شرایط زیر را اضافه کنند: “تحویل عوارض پرداخت نشده ، مالیات بر ارزش افزوده پرداخت شده (محل تعیین شده محل). این صرف نظر از نوع حمل و نقل می توان از اصطلاح استفاده کرد.
تحویل به مقصد با پرداخت حقوق گمرکی و مالیات (مقصد تعیین شده)
منظور از “تحویل عوارض پرداخت شده” این است که وظیفه فروشنده برای تحویل کالا وقتی تحویل کالا به خریدار در یک مکان مشخص در کشور می رسد ، پایان می یابد. فروشنده باید کلیه خطرات و هزینه های حمل کالا به محل مذکور را شامل شود ، از جمله عوارض ، مالیات و سایر هزینه های پس از ترخیص برای ورود. اصطلاح EXW (تحویل در محل کار) به حداقل وظیفه برای فروشنده اشاره دارد ، در حالی که DDP (تحویل عوارض پرداخت شده) بیشترین عوارض را برای فروشنده دارد. اگر فروشنده مستقیم یا غیرمستقیم قادر به دریافت مجوز ورود نباشد ، نباید از این اصطلاح استفاده شود.
اصطلاح DDU (تحویل عوارض پرداخت نشده) باید در صورت استفاده طرفین از خریدار برای ترخیص کالا برای ورود و پرداخت عوارض استفاده شود.
اگر طرفین بخواهند پرداخت برخی از هزینه های قابل پرداخت در زمان واردات کالا ، مانند مالیات بر ارزش افزوده (مالیات بر ارزش افزوده) را از وظایف فروشنده حذف کنند ، باید هدف را با اضافه کردن این عبارات مشخص کنند. “تحویل عوارض پرداخت شده ، مالیات ارزش افزوده پرداخت نشده (… مقصد تعیین شده)”. صرف نظر از نوع حمل و نقل می توان از این اصطلاح استفاده کرد.
نظرات کاربران
0 نظر
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر میدهید!